تبليغاتX
آمونیایی



"اشغال والستریت" به کجا میرود؟

درنگی بر جنبش ضد سرمایه داری و امپریالیسم فرودستان امریکا

نویسنده: بهرام آمونیایی

والستریت را اشغال کنید! ما 99 درصد هستیم! کارگران سراسر جهان متحد شوید!

این شعارهای صدها هزار فرودست بیکاری است که در کانون امپریالیسم جهانی، نیویارک ایالات متحده ی امریکا سر داده میشود. گویی سوسیالیسم این بار در قلب تسخیر ناپذیر بورژوازی، کانون الیگارشی مالی در والستریت، نماد سرمایه داری امریکا زاده میشود. از ماه سپتامبر بدینسو جنبش اعتراضی فرودستان ایالات متحده زیر نام اشغال والستریت در اکثر شهرهای این کشور به راه افتیده و این راهپیمایی ها و اعتراض ها به حدی جدی است که سبب تنش ها میان بزرگان بورژوازی امریکا شده و دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در پی یافتن چاره ی آن برآمده اند. اما آنگونه که دیده میشود، فرودستان ایالات متحده این بار جدی اند و حداقل تا حال نشانه یی از عقب نشینی دیده نمیشود.

ماجرا از کجا آغاز شد؟

با آغاز بحران اقتصادی در سال 2008 و ادامه ی تدریجی آن تا سال 2010، دولت امریکا با واریز کردن پولهای هنگفت به بانک ها و شرکت های بزرگ آنها را از خطر سقوط نجات داد. اما در عوض دولت امریکا مالیات ها بر شهروندان عادی این کشور را بیشتر ساخت و خدمات اجتماعی کاهش یافت و زمینه های اشتغال از مردم گرفته شد که در نتیجه بسیاری از کارگران به خیل بزرگ بیکاران افزوده شدند. به عبارت دیگر تلاش دولت امریکا برای نجات فرودستان از فقر و بیکاری نبود، بلکه برای زنده ماندن بانک ها و شرکت های بزرگ بود. اما این کار منجر به گسترش و افزایش نارضایتی شهروندان فرودست و سرانجام انفجار مدنی شد. این موج نارضایتی در چهل سال گذشته بی سابقه بوده است.

امریکا که بزرگترین اقتصاد دنیا را دارد، یکی از وام دارترین کشورهای جهان است و در چند سال اخیر فقر و بیکاری در میان اکثریت فرودست امریکا به گونه ی سرسام آوری گسترش یافته است. به اساس آمارها هم اکنون نخستین اقتصاد جهان 14 میلیون نفر بیکار دارد، 50 میلیون نفر بیمه ی صحی ندارند و ۴۶٫۲ میلیون شهروند امریکایی نیز زیر خط فقر به سر می برند. اما بورژوازی امریکا که یک درصد از مردم این کشور را تشکیل میدهد (42 درصد ثروت امریکا در اختیار یک درصد سرمایه دار است و 80 درصد مردم این کشور صاحب تنها ۱۳ درصد ثروت هستند.) بدون توجه به چالشهای یادشده هر روز حریص تر شده و به منابع تازه و سرشار کشورهای جهان سوم چشم دوخته تا دست به چور و چپاول آنان بزند و در صورت سرکشی همانگونه که در لیبی شاهد بودیم کارزار نظامی به راه می اندازد و ناتو، ماشین جنگی اش نیز وارد عمل میشود و امریکا برای تداوم آقایی بر جهان، تجاوز امپریالیستی به این کشورها را مدیریت می کند.

افزون بر بحران اقتصادی روان، جنگ امریکا در افغانستان و عراق نیز باعث شده تا شکیبایی فرودستان ایالات متحده که در زیر گرزهای خطرناک و سهمگین امپریالیسم رسانه یی توان کمتری برای برامد سیاسی مستقلانه دارند، پایان یابد یا دست کم یخ کسالت فرودستان امریکایی اندک اندک آب شود.

جوانان امریکایی با گردهمایی در روز هفدهم سپتامبر سال 2011 میلادی در شهر نیویارک، نزدیک والستریت، قلب مالی امریکا که بزرگترین بازار سهام این کشور را در خود جا داده است، نخستین مایه های جنبش اشغال والستریت را پایه گذاری کردند اما حالا تمام امریکا را فراگرفته و صدها هزارتن به آن پیوسته اند و هر روز گسترش امیدوارکننده یی پیدا می کند و این برای جنبش های رهایی بخش جهان خبر خوشی است.

همزمان با این، معترضان در بیشتر از 80 کشور جهان نیز به پشتیبانی از جنبش اشغال والستریت برخواسته و شعارهای بورس لندن را اشغال کنید!، توکیو را اشغال کنید!، فرانکفورت را اشغال کنید!، و... سر دادند. همین مساله سبب شده تا شخصیت های مشهور امریکا که در مبارزه با امپریالیسم نام دارند، به ویژه نوام چامسکی زبان شناس و نویسنده ی مشهور امریکایی که از منتقدان سرسخت نیولیبرالیسم است، از این جنبش اعلام حمایت کنند. اسلاوی ژیژک فیلسوف چپ اسلوونیایی هم با حضور در جمع معترضان در نیویارک طی یک سخنرانی از آنان خواست تا عقب نروند و برای نابودی سیستم سرمایه داری همچنان مبارزه کنند. 

بسیاری از رهبران این جنبش که خود را باورمند به اندیشه چپ میدانند، میگویند، آنان علیه سرمایه داری جهانی و امپریالیسم امریکا مبارزه می‏کنند و خواستار تقسیم عادلانه ی ثروت، پایان جنگ و مسایل دیگر هستند.

بنابر این هدف جنبش اشغال والستریت به چالش کشاندن نفوذ اقتصادی و سیاسی والستریت بر دولت امریکا و مبارزه با سیستم اقتصادی سرمایه و کنترل زندگی شهروندان از سوی آن است. این جنبش به نابرابری های اقتصادی و اجتماعی، فقر، بیکاری، جنگ های امپریالیستی و افزایش بودجه ی دفاعی( ایالات متحده 750 پایگاه نظامی در سراسر جهان دارد و بودجه ی نظامی سالانه ی آن 800 میلیارد دالر است.)، بدهی دانش آموزان، بالابودن هزینه های تحصیلات، بلند بودن هزینه ی خدمات درمانی، تبعیض در مالیات دهی و سرانجام نظام سرمایه داری معترض اند و خواهان دگرگونی آن هستند.

به باور آنان این سیستم دیگر کارایی ندارد و باید عوض شود. به باور رهبران این جنبش یکی از عوامل بسیاری از نابسامانی ها و نابرابری های اجتماعی در امریکا و جهان، والستریت است. لذا نبرد با آن به چالش کشاندن دیکتاتوری جهانی امپریالیسم و گام برداشتن برای یک زندگی صلح آمیز و با عدالت است.

با اینهمه آیا جنبش اشغال والستریت منجر به تغییرات جدی در امریکا خواهد شد؟ آیا این جنبش به بهار امریکایی منجر میشود؟ و یا هم "اشغال والستریت" زمین گیر خواهد شد؟

هر حرکت اجتماعی برای بقای سیاسی اش باید پایه ی مادی داشته باشد و از رهبری قوی و گستردگی بهتری برخوردار باشد. آنچه جنبش اشغال والستریت ندارد، رهبری سامانمند است. این حرکت به پیروی از بهار عربی راه اندازی شده و به خشونت باور ندارد و میخواهد به گونه ی مسالمت آمیز خواستهایش را مطرح کند و رهبری در آن افقی است نه عمودی. افکار و اندیشه ها نیز حزبی نه بلکه فردی است. گرچه مساله ی افقی بودن تشکیلاتی مسایل ارزشمندی هم در خود دارد و نه ی محکمی به سانترالیسم استبدادی و فاشیسم سازمانی بالانشینان بر پایینیان است اما همانگونه که در ایران، تونس، مصر و لیبی دیدیم حرکت های آزادیخواهانه ی توده های فرودست که فاقد رهبری یگانه ی انقلابی بود از سوی ارتجاع سیاسی و نیروهای وفادار به امپریالیسم مورد دستبرد قرار گرفت و بیشترین استفاده را آنان کردند. جنبش فاقد رهبری انقلابی، سرانجام مفیدی و موثریتی برای خیزشگران آن ندارد و چیزی جز دنباله روی از توده ها نیست. در حالیکه جنبش انقلابی برای پیشتاز بودن نیاز به رهبری پیشاهنگ دارد.

یکی از دلایلی که سبب شده تا بهار عربی صرف به تغییر کمی منتج شود نه تغییر کیفی همین است. بهار عربی در کشورهای تونس، مصر و لیبی مهره های سیاسی را آنهم در سطح بورژوایی جاگزین کرد و دیکتاتوری هار سرمایه داری را به دیکتاتوری نرم و دموکراتیک مبدل کرد. حتا در مواردی میتوان گفت که بهار عربی زیان های جدی را نیز بر کشورهای متاثر وارد کرده و می کند. اما در مجموع باید به بیداری عرب شادباش گفت، زیرا بهار عربی آغازگر تحولات مثبتی در جهان شده است.    

جنبش اشغال والستریت بیشتر به طبقه متوسط مربوط است، طبقه یی که یکی از ویژگی های آن تزلزل سیاسی است. تا کنون این حرکت نتوانسته با طبقه ی کارگر که در راس تولید قرار دارد و نیروی عمده ی انقلاب ضد سرمایه داری است، پیوند ارگانیک داشته باشد. نقش و حضور پرولتاریای امریکا نیز در این جنبش کمرنگ می باشد.

دل نگرانی ها نسبت به فرجام پیروزمندانه ی جنبش اشغال والستریت بسیار است. نبود سازماندهی قوی و حضور کمرنگ پرولتاریا در آن سبب شده تا بورژوازی کمتر به خواستهایش توجه کند و رسانه های امپریالیستی نیز جنبش اعتراضی را کمتر تحت پوشش قرار داده و آنرا دست کم بگیرد. اما با در نظرگیری اعتراض هایی که هم اکنون در امریکا، انگلستان و سایر کشورها جریان دارد، و با توجه به استمرار حرکت های اعتراضی نمی شود گفت که این جنبش منجر به تغییراتی نخواهد شد.

جنبش اشغال والستریت به گفته ی بسیاری از آگاهان مهم ترین رویداد زمانه ی ماست و سبب شکاف های جدی در سیستم سرمایه داری جهانی شده و برخی ها آنرا با فروپاشی دیوار برلین و سقوط امپراتوری شوروی مقایسه می کنند.

هرچه باشد، تداوم این جنبش و جهانی شدن آن نشانه های جدی از زمین لرزه ی بزرگی است که با ادامه ی بحران سرمایه داری در اروپا و امریکا عینی تر شده میرود و امیدواری ها نسبت به نابودی کاپیتالیسم که ده ها سال پیش دیگر کارایی اش را از دست داده بود، بیشتر میشود. انسان جهانی به دنیای تازه یی نیاز دارد که در آن فرصت شادابی و شکوفایی باشد، فرصت هایی که امپریالیسم از ما گرفته است، فرصت هایی که همه روزه در چنبره ی ماشین بورژوازی، برای بورژوازی به هدر میرود. جهان دیگری ممکن است، جهان دیگری باید ساخت. ایجاد جهان نوین به تلاش و اراده ی انسانی نیاز دارد.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 13:6 توسط بهرام آذری آمونیایی |