تبليغاتX
آمونیایی



هفت و هشت ثور، دو فاجعه ی پی در پی


برگرفته از وبلاگ آهن: http://khonsorkhy.blogspot.com
در چند قدمی دو روز جنایت بار یا بهتر بگویم فاجعه بار هستیم: هفت و هشت ثور. در زندگی، روزها و روزگارانی است که هرگز فراموش نمیشود، مانند روز کارگر، روز کشته شدن ارنستو چه گوارا، کمونیست بزرگ، روز پیروزی انقلاب اکتبر، روز آزادی، روز زن و... . این روزها به دلیل جایگاه سترگ شخصیت ها و رویدادهای بزرگ تاریخی و به دلیل احترامی که نسبت به آنها وجود دارد، هرگز فراموش نشده و نخواهد شد. اما روزها و روزگارانی هم است که به دلیل جنایت بار بودن و سیاه بودن اش از یادها نمی رود. هفت و هشت ثور از این گونه روزها است. در این دو روز، دو فاجعه ی بزرگ تاریخی کشور را به کام اش فرو برد. در هفتم ثور سال 1357 خورشیدی، خلق و پرچم، مزدوران زنجیری سوسیال امپریالیسم شوروی، زیر نام سرخ اما به شدت سیاه وارد چرخه ی قدرت سیاسی شدند و دست به کشتارهای پولیگونی زدند. کودتاهای پی در پی، فاشیسم سیاسی و فرهنگی، استادکُشی و "رفیق" کُشی های خلق و پرچم، کمونیسم و مارکسیسم را بدنام کرد و ابزارهای تازه یی به بورژوازی و بنیادگرایان اسلامی داد تا هرچه در توان دارند علیه کمونیست ها به هرزه گویی بپردازند. این کار بزرگترین خیانت خلق و پرچم در کنار سایر جنایت ها و خیانت های شان بود که در تاریخ واقعی پرولتاریا به خط سیاه درشت نوشته شده است. اگر این خیانت خلق و پرچم نبود، حالا کمونیسم در ذهنیت های توده های فقیر افغانستان مخدوش نمیشد. چند سال بعد، درست یک روز پس از هفت ثور، در هشتم ثور سال 1371 خورشیدی، تنظیم های جهادی وارد کابل شدند و این سرآغاز یک پایان دیگر بود، پایان پایان ثبات، صلح و آزادی. در جریان جنگ های تنظیمی در کابل که با ورود جهادی ها آغاز شد، شصت و پنج هزار باشنده ی کابل کشته شدند و کابل به شهر آوار و مرده ها مبدل شد. اما با اینهمه جنایت و فاجعه یی که بر سر کارگران و فرودستان افغانستان آمد، جهادی های تبهکار هنوز هم به این روز افتخار می کنند و دولت پوشالی کابل نیز تلاش دارد تا در سال روان خورشیدی از این روز به گونه ی بهتری بزرگداشت به عمل آورد. دور از انتظار نیست که این کار را کند. زیرا دولت تکنوکرات-جهادی افغانستان نیز از هشت ثور به نام روز نجات، آزادی و نمیدانم چه و چه یاد می کند و این را رسالت خود میداند تا از آن تجلیل به عمل آورد. اما اگر مقامهای افغان ذره یی هم وجدان داشته باشند، باید پیش از هر تصمیمی یک بار چهره ی کنونی شهر کابل را ببینند و بعدن در مورد آنچه که بر سر باشندگان این شهر آورده اند، فکر کنند و سپس سه روز به مناسبت هشت ثور، سوگ ملی اعلان کنند. در این صورت میتوان اندکی هم که شده، دردهای ناسور فرودستان افغان را تسکین داد.   
 

+ نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 14:15 توسط بهرام آذری آمونیایی |



سگان طالبی، یک کارگر را به گونه ی جنایت باری در کابل کشتند

سگان طالب در جریان درگیری های روز یکشنبه، 27 حمل با نیروهای امنیتی افغان در مناطق دارالامان، شیرپور و پلچرخی کابل، افزون بر کشتن هشت سرباز پولیس و زخمی کردن چهل سرباز دیگر، یک کارگر را در ساختمان روبروی پارلمان که مصروف کار بود، به گونه ی جنایت باری کشتند و پنج شهروند ملکی بی گناه دیگر را مجروح کردند. تروریستان طالب ضمن به عهده گرفتن مسوولیت این کشتار، از آغاز حملات بهاری شان خبر داده اند. کشتار کارگران و شهروندان بی گناه افغانستان از سوی سگان طالبی، موضوع تازه یی نیست. در حالیکه گروه تبهکار طالب، هدف حمله های تروریستی اش را کشتن نیروهای خارجی و سربازان افغان میداند، در این حمله های کور، بیشتر کارگران، زنان، کودکان و سایر شهروندان بی گناه کشته میشوند، افرادی که هیچ داد و گرفتی با معامله گران قدرت در کابل و زمامداران امپریالیست غربی ندارند و در تلاش پیداکردن لقمه نانی، دست به هرگونه کار شاقه در شهر کابل میزنند. کارگری که در این بلندمنزل در حال ساخت بورژواها در کابل، از سوی جنایتکاران طالب کشته شد، آرزویی جز پیداکردن لقمه نانی بخور و نمیر برای خود و خانواده ی تنگ دست اش که شام هر روز منتظر آمدن وی بود، نداشت. اما دریغ و هزاران دریغ که دیگر نیامدنش به خانه همیشگی شد و روشن نیست که خانواده اش در نبود وی چه خواهد کرد. این رویداد تراژیک، نمونه ی فشرده یی از زندگی تمام کارگران و فرودستان در گورستانی به نام افغانستان است.  
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 13:45 توسط بهرام آذری آمونیایی |



سی آی ای پس از  2014 در افغانستان

نیروهای امریکایی پس از سال 2014 زیر رهبری سازمان اطلاعات مرکزی این کشور یا سی آی ای در افغانستان فعالیت می‌كنند. به گزارش خبرگزاری اسوشیتید پرس، مقامهای بلندپایه نظامی و اطلاعاتی امریکا در حال بررسی طرح واگذاری كنترل سربازان عملیات‌های ویژه اردوی ایالات متحده در افغانستان به سازمان سیا پس از سال 2014 هستند. به اساس این طرح بیست هزار سرباز پس از این سال در افغانستان باقی خواهند ماند و در برخی عملیات های ویژه اشتراک می کنند. طرح یادشده هنوز به لیون پانیتا، وزیر دفاع امریکا، کاخ سفید و کنگره ی این کشور فرستاده نشده است.

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 14:16 توسط بهرام آذری آمونیایی |



افغان نیوز به دلیل بحران مالی سقوط کرد

برخی کارمندان در شبکه تلویزیون افغان نیوز میگویند، چهل و پنج تن از کارمندان این اداره به دلیل بحران مالی بوجود آمده در افغان نیوز منفک شده اند. یک کارمند ارشد و برحال افغان نیوز که نخواست نامش فاش شود میگوید، کناره گیری و استعفای دسته جمعی هشت کارمند مهم پیشین این اداره دو ماه پیش سبب شده تا برنامه های خبری افغان نیوز اسپانسرهایش را از دست داده و این اداره با بحران مالی روبرو شود. افغانزی رییس این شبکه در گذشته نیز با ناتوانی گسترده مالی و کمبود بودجه روبرو بود و معاش یک و نیم ماهه هشت کارمند پیشین افغان نیوز را نیز دزدید. هنوز روشن نیست که معاش کارمندان منفک شده ی کنونی نیز داده میشود یانه؟

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 15:57 توسط بهرام آذری آمونیایی |



محکمه ها، بنگاه اصلی فساد

دهها قاضی فساد پیشه به اتهام رشوه گیری و فساد اداری در افغانستان برکنار و محاکمه شدند. عبدالوکیل عمری، مسوول بخش نشرات دادگاه عالی کشور گفته است، شمار قاضی های فساد پیشه نزدیک به شصت تن میرسد که در اداره های قضایی در کابل و ولایات کار می کردند. به گفته ی عمری این افراد افزون بر برکناری از سمت های قضایی و اداری، به تحمل یک تا پنج سال زندان و پرداخت معادل رشوه های دریافتی نیز محکوم شده اند. از سوی دیگر مقامهای دادگاه عالی میگویند، افزون بر قاضی ها، حدود یک هزار تن دیگر را نیز بازداشت کرده اند که به شکل غیرقانونی و به عنوان رابط میان مراجعان و کارمندان قضایی عمل می کردند. قاضی ها کسانی اند که باید عدالت را در جامعه تامین کنند اما در افغانستان برعکس شده است: محکمه ها بنگاه اصلی فساد است و قاضی ها هم اجراگران فساد و چپاول مردم. 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 15:44 توسط بهرام آذری آمونیایی |



"اشغال والستریت" به کجا میرود؟

درنگی بر جنبش ضد سرمایه داری و امپریالیسم فرودستان امریکا

نویسنده: بهرام آمونیایی

والستریت را اشغال کنید! ما 99 درصد هستیم! کارگران سراسر جهان متحد شوید!

این شعارهای صدها هزار فرودست بیکاری است که در کانون امپریالیسم جهانی، نیویارک ایالات متحده ی امریکا سر داده میشود. گویی سوسیالیسم این بار در قلب تسخیر ناپذیر بورژوازی، کانون الیگارشی مالی در والستریت، نماد سرمایه داری امریکا زاده میشود. از ماه سپتامبر بدینسو جنبش اعتراضی فرودستان ایالات متحده زیر نام اشغال والستریت در اکثر شهرهای این کشور به راه افتیده و این راهپیمایی ها و اعتراض ها به حدی جدی است که سبب تنش ها میان بزرگان بورژوازی امریکا شده و دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در پی یافتن چاره ی آن برآمده اند. اما آنگونه که دیده میشود، فرودستان ایالات متحده این بار جدی اند و حداقل تا حال نشانه یی از عقب نشینی دیده نمیشود


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 13:6 توسط بهرام آذری آمونیایی |



دیکتاتور قذافی رفت، سرنوشت هر دیکتاتوری این گونه است.

معمرقذافی دیکتاتور پیشین لیبی از سوی نیروهای دولت انتقالی این کشور که از سوی امپریالیسم غرب حمایت میشود کشته شد. رییس دولت انتقالی لیبی کشته شدن قذافی در حمله نهایی نیروهای این دولت به شهر سرت را تایید می کند و از کشته شدن پسرش معتصم و بازداشت سیف الاسلام پسر دیگر وی نیز خبر داده است. محمود جبرییل نخست وزیر دولت موقت لیبی میگوید، قذافی پس از اسارت در درگیری میان هوادارانش و نیروهای شورای ملی انتقالی کشته شد. انتشار خبر کشته شدن قذافی با شادمانی مردم لیبی در شهرهای مختلف مانند طرابلس و بنغازی همراه بوده است. حکومت قذافی پس از ۴۲ سال در ماه اگست و با تصرف شهر طرابلس توسط مخالفانش سرنگون شد، اما نیروهای وفادار به او در شهرهای سرت و بنی ولید مقاومت می کردند. کشته شدن دیکتاتور قذافی آنهم این گونه یک باردیگر نشان داد که سرنوشت هر دیکتاتوری همین است که قذافی، حسنی مبارک، صدام و دیگران با آن روبرو شدند. به زودی دیکتاتورهای دیگر نیز این مزه ی تلخ تاریخ راخواهند چشید. در آرزوی آنروز هستم.

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم مهر 1390ساعت 12:27 توسط بهرام آذری آمونیایی |



نیکی را چه سود؟

شاعر: برتولت برشت

برگردان: بهروز مشیری

من از تمام شعرهای برشت خوشم می آید اما این یکی را خیلی می پسندم. برشت شاعر تاثیرگذار و بزرگی بود. او مارکسیست بزرگی بود. برتولت برشت برای من همیشه الگو بوده است، هر شعر وی جهانی از ایده ها را با خود حمل میکند. مارکسیت ها به راستی دریای پر خروش نبوغ و اندیشه هستند. ب. آمونیایی

نیکی را چه سود؟

هنگامی که نیکان٬ در جا سرکوب می شوند

و همه ی آنانیکه دوستدار نیکانند

آزادی را چه سود؟

هنگامی که آزادگان٬ باید میان اسیران زندگی کنند

خرد را چه سود؟

هنگامی که جاهل٬ نانی به چنگ می آورد٬

که همگان را بدان نیاز است.

به جای خود نیک بودن٬ بکوشید

چنان سامانی دهید که نفس نیکی ممکن شود.

یا بهتر بگویم

دیگر نیازی به آن نباشد .

به جای خود آزاد بودن٬ بکوشید

چنان سامانی بدهید که همگان آزاد باشند

و به عشق ورزی به آزادی نیز

نیازی نباشد.

به جای خود خردمند بودن، بکوشید

چنان سامانی دهید که نابخردی

برای همه و هر کس

سودایی شود بی سود.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 10:12 توسط بهرام آذری آمونیایی |



دادنورانی، روزنامه نگار انقلابی درگذشت

دادنورانی روزنامه نگار انقلابی و منتقد دولت روزگذشته از اثر سکته ی قلبی در کابل درگذشت. آقای نورانی با نقدهای کوبنده و جانبدارش از بنیادگرایان اسلامی، حکومت آلوده با فساد کرزی، سردمداران مافیای موادمخدر و سایر جنایتکاران مشهور بود. وی مدیرمسوول و صاحب امتیاز نشریه ی پیشرو بود. نوشته های خواندنی و انتقادی وی و دوستانش در این نشریه، پیشرو را به یکی از پرخواننده ترین نشریه ها در میان جوانان به ویژه دانشجویان دانشگاه های کشور مبدل ساخته بود. به یقین دوستان و همراهان آقای نورانی راه او را بیشتر و بهتر از گذشته با پشتکار انقلابی ادامه میدهند. مرگ وی ضایعه یی بزرگی به جنبش انقلابی افغانستان، جامعه ی رسانه یی و روشنفکران کشور است. یاد و راهش گرامی باد.

بهرام آمونیایی

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 10:15 توسط بهرام آذری آمونیایی |



خاطرات ارنستو چه گوارا، کمونیست انقلابی منتشر شد

بی بی سی: خاطرات ارنستو چه‌گوارا بعد از نیم قرن منتشر شد. این مجموعه خاطرات مربوط به سه سال مبارزات انقلابی است که فیدل کاسترو را در کوبا به قدرت رساند. خانم چه گوارا گفته، این خاطرات را بدون ویرایش منتشر کرده است. نوشته های پیشین چه گوارا با استقبال فراوانی روبرو شده بود.

http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/06/110615_l42_vid_che.shtml

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 10:35 توسط بهرام آذری آمونیایی |



"جنبش سبز"؛ دورنمای زنان ایران کدام است؟

نویسنده: بهرام آمونیایی

انتخابات پر از تقلب ریاست جمهوری سال 2009 میلادی در ایران که منجر به گسترش شکافها و حادشدن تضادهای سیاسی بر سر کسب قدرت میان دارودسته ی رژیم آخوندی شد، یک حرکت تازه ی مردمی و موج خیزش انقلابی را در ایران به دنبال داشت. جدل بر سر کسب قدرت میان اصولگرایان و اصلاح طلبان دیگر به جاده و خیابان کشانده شد. کارگران، جوانان و سایر زحمتکشان بدین وسیله نفرت و انزجار شان را نسبت به ولایت فقیه و جنایت هایش ابراز داشتند که ده ها کشته و زخمی بر جا گذاشت. اما به دلیل نبود رهبری انقلابی، جنبش مردمی ایران که با شعارهای مرگ بر دیکتاتور و ولایت فقیه مزین بود، از سوی سردمدران ولایت فقیه و دیکتاتوری اسلامی چاپیده و به بیراهه برده شد. از دل این همه اعتراض و مبارزه ی جدی علیه جمهوری اسلامی، "جنبش سبز" (جنبش اعتراضات توده ای پیش ازین البته نه به این نام بلکه به گونه یی جریان داشت اما انتخابات سال 2009 میلادی در ایران نقطه اوج تبارز این جنبش بود) به رهبری میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو تن از دست اندرکاران ولایت فقیه بیرون آمد. جریانی یا جنبشی که به قانون اساسی رژیم جمهوری اسلامی ایران وفادار بوده و فقط خواهان اصلاحات در نظام است. بحث در مورد همه جنبه ها و ویژگی های این جنبش زمان زیادی را در بر می گیرد اما سروکار این نوشتار کوتاه پیرامون سهم و اشتراک زنان در آن است. 


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 11:50 توسط بهرام آذری آمونیایی |



چرا احزاب رسمی در افغانستان ورشکسته اند؟

نویسنده: بهرام آمونیایی

پس از یازدهم سپتامبر و اشغال کشور از سوی امپریالیستها به سرکردگی امریکا، بازار دموکراسی، پلورالیزم، آزادی بیان و آزادی اجتماعات گرم شد. هر که شوری و سودایی در سر داشت به دنبال پیداکردن راهی بر آمد تا بتواند ازین نمد سهمی بدست آورد. این بود که یکباره بیش از صد حزب با نام و نشریه، اکت و اداهای ظاهرن توده یی و پر زرق و برق به بازار سیاست وارد شدند. بیشتر این احزاب که از استحاله ی تنظیم های جهادی و یا توته توته شدن حزب دموکراتیک خلق پدید آمدند، چون قبلن از کوره ی پراتیک انقلابی ناکام بر آمده و در جنایت و خونریزی دست داشتند، فاقد پایه ی توده یی و مردمی بوده، فقط با کرایه و یا خرید تذکره های مردم اعضای شان را در وزارت عدلیه ثبت کرده و جواز فعالیت گرفتند. این احزاب که باید از جایی "تمویل" می شدند و حتا به این اشاره وارد میدان شده بودند، با فعالیتهای انجویی نه تنها کاری برای مردم انجام ندادند که به بخشی از فساد رایج کنونی مبدل گشتند و ازین سبب به دامان این دونر و آن دونر زدند تا مگر "چانته ی خالی" شان را پر کنند. احزاب و گروه هایی که پیشینه ی جاسوسی داشتند به زودی صاحب نان و نوال شده، به "بورسیه" و "مدال" رسیدند اما بقیه که کمتر در چنین زدوبندی قرار داشتند، در حد گرفتن جواز ماندند و کسی هم  به سراغ شان نرفت.


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 10:34 توسط بهرام آذری آمونیایی |



سو استفاده ی جنسی خاندان آل سعود از دختران خوردسال

منبع: سایت خبری-تحلیلی پیام روز(http://payamerooz.net/news-social/4531-1390-02-25-16-08-40.html)

یکی از اسناد منتشر شده در پایگاه خبری ویکی لیکس از رسوایی اخلاقی و قانونی بزرگ سعودی‌ها در بهره برداری جنسی از دختران نوجوان و کودک موریتانی و لیبیایی خبر داد.

بر اساس سند فوق که به اپریل سال ۲۰۰۹ باز می‌گردد، سفارت امریکا در موریتانی اعلام کرد که ثروتمندان عربستان سعودی دختران کم سن و سال موریتانیایی را قربانی شهوت جنسی خود می کنند.

این سند به نقل از امینه بنت مختار رئیس یکی از سازمان‌های مدنی فعال در زمینه حقوق بشر می‌نویسد که واسطه‌هایی از سوی شیخ های عربستان سعودی به منازل افراد فقیر در موریتانی می‌روند و دختران این خانواده‌ها که بین ۵ تا ۱۲ سال سن دارند را در ازای پول فراوان برای بهره کشی جنسی و ازدواج در عربستان سعودی با شیخ های این کشور به کاخ آنها اعزام می‌کنند.

بنا به گفته بنت المختار تاجران انسان در بازدید از منازل افراد فقیر موریتانی به آنها مبالغ مالی حدود ۵ تا ۶ میلیون اقیه (واحد پول موریتانی) معادل ۲۰ هزار دالر پیشنهاد می‌کنند و در قبال این مبلغ آنها را وادار می‌کنند که دختران خوردسال خود را به عربستان سعودی بفرستند، آنها برای فریب این خانواده‌ها به آنها می‌گویند که فرصت‌های زیادی را در عربستان برای این دختران خوردسال فراهم خواهند کرد.

بر اساس این گزارش این واسطه‌ها، نمایندگان آژانس‌های مسافرتی عربستان سعودی هستند که عنوان کاری خود را سرپوشی برای اقدامات غیرقانونی خود قرار داده و تجارت انسان را در دستور کار خود قرار می دهند

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 12:26 توسط بهرام آذری آمونیایی |



فیس بوک؛ مرگ دیکتاتوری پیر


به دنبال اوج گیری اعتراضات آزادیخواهانه در خاورمیانه و نقش شبکه های اجتماعی فیس بوک و تویتر در راه اندازی موج خیزش های مردمی، برهان الدین ربانی یک آخوند مذهبی، کسی که مردم خاطره ی خوشی از روزهای حاکمیت 5 درصدی(شاید هم مبالغه باشد) وی ندارند، هشدار داده است که اگر به زودی وارد عمل نشوند جوانان فیس بوکی رهبری را به عهده خواهند گرفت. وی که به شدت نگران از دست دادن موقعیت سیاسی و اجتماعی خود و سایر تیکه داران سنت در کشور است، میگوید، علمای دینی باید رهبری را در اختیار داشته باشند.

اینکه جوانان در پیشاپیش خیزش های مردمی و آزادیخواهانه هستند، اگر ربانی، سیاف یا محسنی بپذیرد یا نه حقیقتی است که کسی نمیتواند منکر آن شود. جوانان همواره پیش قراول مبارزه و نبرد انقلابی برای جهان دیگری ممکن است، بوده اند. جهانی که هیچ سانسور دینی، سیاسی و فکری در آن نباشد. جهانی که زندگی نوید شادزیستن و آزاد گفتن دهد. جهان جوانان، جهان ما.

فیس بوک ابزاری است برای مبارزه با سانسور دینی، فاشیسم سیاسی و دیکتاتوری پیر. فیس بوک ابزار مبارزه ی آزاد سیاسی قشر جوان در برابر سنت گرایی های کهنی به شمار میرود که سالهاست در افغانستان و جهان فاجعه آفریده است. امروز وقتی این فاشیسم پیر می بیند که دیگر توان هماهنگی و همراهی با موج تمدن و فرهنگ نوین، امروزی و بروزدهی شده را ندارد دست به چماق سنت، دین، مرجعیت، رهبریت و هزاران بهانه ی دیگر می برد تا شکست مفتضحانه اش را توجیه کند. من به این میگویم ایستگاه آخر یک فاشسیم که واپسین نفس هایش را می کشد. آینده ازآن ماست، جهان دیگری ممکن است، تا پیروزی به پیش!

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 18:16 توسط بهرام آذری آمونیایی |



این هم یک خبر بسیار جالب

زوج تايلندى ركورد طولانى ترين بوسه ی جهان را شكستند

منبع: بی بی سی

يك زوج تايلندى بعد از بوسيدن يكديگر به مدت ۴۶ ساعت و ۲۴ دقيقه ركورد طولانى ترين بوسه جهان را شكستند. البته اين ركورد تا زمانى كه به تاييد موسسه ی ركورد جهانى گينس نرسد، اعتبار رسمى نخواهد داشت. اكاچاى و لاكسانا تيرانارات، زن و شوهرى كه اين ركورد را شكستند، يكى از ۱۴ زوجى بودند كه در مسابقه طولانى ترين بوسه در بانكوک شركت كرده بودند. زوج برنده به عنوان جايزه يك حلقه با نگین الماس به ارزش ۵۰ هزار بات ( ۱۰۱۶ پوند) و ۱۰۰ هزار بات (۲۰۳۲ پوند) پول نقد دريافت كردند. اين زن و شوهر تايلندى روز يكشنبه ۶ صبح به وقت محلى بوسيدن هم را آغاز كردند و نام آنها در آستانه ی سپيده دم روز سه شنبه به عنوان برنده اعلام شد. داوطلبان شركت در اين مسابقه بايد يا زن و شوهر مى بودند و يا رابطه اى جدى با يكديگر مى داشتند و براى اثبات اين موضوع هم بايد سند ازدواج و يا نامه ی والدين خود را ارايه مى كردند. بر اساس مقررات مسابقه، شركت كنندگان اجازه خوردن و آشاميدن و استفاده از دستشويى را داشتند، اما مشروط به آنكه از آغوش هم بيرون نيايند. نشستن و خوابيدن در طول مسابقه مجاز نبود و تنها نيم ساعت پس از شروع رقابت، يكى از زنهاى شركت كننده از حال رفت. سامپورن ناكسوترونگ، سازمان دهنده ی مسابقه گفت: "ما مى خواهيم نشان بدهيم كه عشق معنى دار و قدرتمند است." او افزود: "ايستادن و بوسيدن براى چنين مدت طولانى یى كار آسانى نيست. آنها واقعا باید به هم كمك كنند و از هم حمايت كنند." ركورد قبلى طولانى ترين بوسه ی جهان به يك زوج آلمانى تعلق دارد كه در سال ۲۰۰۹ بيش از ۳۲ ساعت به بوسيدن همدیگر ادامه دادند.

تبصره ی فشرده:

این خبر برای سرمایه داری جهانی یک تفریح ساده است اما برای انسان افغانستانی که دغدغه ی غم نان و کار او را بیچاره ی بیچاره کرده است، خیلی خنده آور، جالب و در عین حال درد آور است. چرا که درین کشور اکثریت جوانان افغانی نخست تا 30 و پنج سالگی صاحب زن نمیشوند و از سوی دیگر خبری هم از دوست دختر و دوست پسر نیست، و اگر صاحب زن شوند هم فرصتی یا اجازه یی برای مسابقه ی بوسه زنی ندارند. آنانیکه کار دارند از خستگی و آنانیکه بیکار اند از تشویش بیکاری حتا این مسابقه را در بستر خواب نیز نمیتوانند برگزار کنند. سرمایه داری از یکسو برای رسیدن به سرزمین های تازه و دست یافتن به منابع بیشتر سودجویی، ثروت و سرمایه آدم می کشد، جنایت می کند و بم اتم استعمال می کند و از سوی دیگر شهروند بیچاره ی زمین را در جهان عشق، بوسیدن، سیکس و ولنتاین به حدی غرق می کند که نمیداند مسوولیت انسان امروزی چیست؟ سرمایه داری با نشرسریال های بنجل، خسته کن و گمراه کننده ی هندی و غیر هندی شهروندان و بویژه جوانان را بیشتر شستشوی ذهنی میدهد تا بهتر به خواب خرگوشی فروروند. امپریالیسم فرهنگی چه چیزهاییکه ندارد. 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389ساعت 10:32 توسط بهرام آذری آمونیایی |



مدارس، پاسدار جغرافیای سیاسی پاکستان

با آغاز رقابت میان شوروی سابق و بلوک غرب، کشور های غربی به ویژه ایالات متحده ی امریکا به یاری تیوریسین های سرمایه داری به فکر تدارک و راه اندازی جنگ بزرگ و گسترده ی استراتژیک با مضمون نظامی، سیاسی، اقتصادی و ایدیولوژیک در دو رویکرد گرم و سرد با اتحاد جماهیر شوروی پیشین شدند. این حنگ با یورش سوسیال امپریالیسم روس به افغانستان، بیشترین شدت خود را یافت.

امریکا برای پیشبرد این مبارزه به کشوری نیاز داشت که همسایه ی افغانستان بوده و نزدیک ترین راه نبرد با شوروی باشد. پاکستان مهم ترین گذرگاه جنگی اتنخاب شد. این انتخاب به اساس دلایلی صورت گرفت که یکی ازآنها تنش موجود مرزی میان افغانستان و پاکستان بود.

افغانستان در سال 1949 درست دوسال بعد از بوجود آمدن پاکستان معاهده دیورند را ملغا اعلان کرد و دولت وقت در سیاست خارجی خود مساله یی را بنام پشتونستان گنجانید.

دولت پاکستان که درین هنگام خود را با دو دشمن شرقی و غربی(هندوستان و افغانستان) روبرو دید، با هوشیاری تمام نخست خود را زیر چتر ایالات متحده امریکا قرار داد و سپس با تجهیز سازمان استخباراتی خود به این نهاد وظیفه داد تا از هر فرصت بدست آمده در برابر هندوستان و افغانستان استفاده کند. آی. اس.آی با استفاده از ترفند های پخته ی سیاسی برای به زانو در آوردن این دو کشور، یکی از اساسی ترین و کلیدی ترین شیوه ها را که ایجاد، تمویل و تسلیح بنیادگرایی اسلامی بود، بکار گرفت. این سازمان در مناطق قبایلی با جمع آوری، تجهیز و تمویل ملاها و رهبران مذهبی که در میان قبایل از نفوذ و اعتبار خاصی برخوردار بودند به تبلیغ ایده های تندروانه ی دینی پرداخت.

آی اس آی با این کار به سه هدف اساسی رسید. نخست تبلیغ ملایان دینی و گسترش تعلیمات دینی باعث شد تا داعیه ی "پشتونستان آزاد" ناسیونالیستهای پشتون که در میان قبایل نفوذ قابل ملاحظه یی داشت کمرنگ و خنثا شود؛ دوم، ممانعتهایی در برابر رشد و پیشرفت مناطق قبایلی ایجاد شد و سوم، اینکه ایجاد مدارس دینی در پاکستان اهرم و چماق سیاست مداخله گرانه ی این کشور در برابر دو همسایه ی رقیب به شمار میرفت.  

 


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت 10:27 توسط بهرام آذری آمونیایی |



چرا چه گوارا؟

نویسنده: بهرام آمونیایی

روز شنبه(9اکتوبر) برابر بود با روز تیرباران ارنستو چه گوارا مبارز، انقلابی، سیاستمدار کمونیست، نویسنده و چریک بزرگ قرن بیستم.

43سال پیش در چنین روزی، جهان در سوگ درگذشت یک رویای انسانی، یک حماسه ساز آهنین و یک کاریزمای سترگ انقلابی نشست. رویایی که میخواست جهان نابرابر و کثیف ما را برای بهتر زیستن و بهتر اندیشیدن، با عشق و مبارزه پاکسازی کند اما دریغ و درد که دشمنان انسانیت، حقیقت و آزادی بر آن سرب باریدند.

ارنستو رافایل گوارا دلاسرنا(چه گوارا) در 14 جون 1928 در آرژانتاین در خانواده ی به دنیا آمد که با گرایشهای چپ و سوسیالیستی آشنا بود و این برای چه جوان زمینه های بیشتر آشنایی را با ادبیات کمونیستی آماده کرد. در شانزده سالگی نوشته های مارکس مانند کاپیتال، مانیفیست حزب کمونیست و آثار لنین مانند دولت و انقلاب و امپریالیزم بالاترین مرحله ی سرمایه داری را خواند.

گوارا در سال ۱۹۵۲ به همراهی دوستش آلبرتو گرانادو تمام امریکای لاتین را دور زد که کتاب "خاطرات موتورسیکلت" محصول همین سفر است. اینجاست که وی با رنج ها و دردهای بی کران مردم فقیر و جزام زده ی امریکای لاتین آشنا میشود و با این تجربه ها چه گوارا از نو تولد میشود.

گوارا در سال 1955 اولین بار در مکزیک است که با کاسترو دیدار می کند و همین دیدار سبب میشود تا وی عضو جنبش انقلابی 26جولای شود که از سوی فیدل کاسترو رهبری میشد و در سال 1959 رژیم دیکتاتور باتیستا را در کوبا سرنگون کرد.

چه در سال 1960 ریاست نخستین هیات رسمی کوبا در اتحادجماهیر شوروی را عهده دار شد. وی درین هنگام نزد امریکایی ها به"مغز انقلاب" شهرت پیدا کرد. چه درین سفر از کشورهای چین، کوریای شمالی، یوگسلاوی و جمهوری دمکراتیک آلمان دیدن کرد. 11سپتامبر 1964، چه گوارا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کرد و سیاست مداخله گرانه ی امپریالیزم امریکا را به شدت محکوم نمود.

او در کوبا به مقام ها و پستهای بالایی چون ریاست بانک ملی و وزارت صنایع رسید. اما ارنستوی انقلابی از سرشت دیگری برخوردار بود و هیچ علاقه یی به بروکراسی و اکت و اداهای خرده بورژوایانه نداشت. به گفته ی خود ارنستو وی از "هرآنچه که مخل" اش بود "می گریخت". این کار برای آن بود تا بتواند از احساس ها، اندیشه ها و مسوولیتهایش که بسیار با ارزش بودند بیشتر پاسداری کند. 

ثروت و قدرت برای چه انقلابی اهمیتی نداشت. چه در نامه ی خداحافظی به فیدل کاسترو می نویسد: "من از تمام پـُست های خود در رهبری حزب، سمت ام در وزارت، مقام ام در فرماندهی و تابعیت کوبایی ام، استعفا رسمی می دهم. هیچ پیوند حقوقی مرا به کوبا متعهد و ملزم نمی سازد. تنها الزام ماهیتی متفاوت دارد که آن پیوند را نمی توان مانند سمت با انفصال شکست."


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 22:21 توسط بهرام آذری آمونیایی |



محاكمه‌ي همكاران دولتي قاچاقبران مواد مخدر

آيا حكومت جدي است؟

محکمه ابتدايیه مرکز عدلی و قضايی مبارزه علیه مواد مخدر، قوماندان لواي چهارم سرحدي زون غرب را به اتهام همكاري با قاچاقبران موادمخدر و سواستفاده از صلاحيتهاي وظيفوي اش به 10 سال حبس و 14 هزار دالر امريكايي محكوم كرد.

در خبرنامه ي مرکز عدلی و قضايی مبارزه علیه مواد مخدر كه به رسانه ها ارسال شده آمده است: "ضمن مدارک اثباتیه دیگر، موصوف به اساس شاهدی دو تن از همکاران وی که قبلاً به ظن همکاری با قاچاقچیان مواد مخدر دستگیر و هر واحد شان به دو نیم سال زندان از جانب مرکز عدلی و قضايی مبارزه علیه محکوم به مجازات گردیده بود، شناسايی و تحت تحقیق و تعقیب عدلی قرار گرفت."

به نقل از همين خبرنامه، قوماندان زون غرب پوليس سرحدي كشور، زمينه ي قاچاق موادمخدر را از افغانستان به كشورهاي همسايه آماده ميكرده و با قاچاقچيان موادمخدر همكاري داشته است.   

مل پاسوال ملهم قوماندان لواى چهارم سرحدى پوليس زون غرب در ماه ثور سال روان در ولايت هرات بازداشت شد. وي متهم بوده است كه مبلغ 7 هزار دالر امريكايي رشوت گرفته و در عين حال موتر رنجر و سربازان پوليس را در اختيار اقارب و خويشاوندانش گذاشته است تا با استفاده ازآن موادمخدر را به خارج از كشور انتقال دهند.

به گفته ي خلیل الرحمن متوکل، ریس مطبوعات و سخنگوی مرکز عدلی و قضایي مبارزه علیه مواد مخدر، متهم در جريان محكمه به هدف دفاع از حقوق خود وکیل مدافع داشته و محکمه ابتدايیه مرکز عدلی و قضایي مبارزه علیه مواد مخدر  با در نظر گيري اسناد و شواهد دقيق وي را محكوم به مجازات شناخته است.

گستردگي همكاري ميان قاچاقبران موادمخدر و مسوولان دولتي بارها از سوي نهادهاي داخلي و خارجي مطرح شده است. اما توجه سازنده و پيگير را از سوي حكومت درين زمينه كمتر شاهد بوده ايم. گفته ميشود كه نفوذ باندهاي مافياي موادمخدر در دولت به حدي است كه حتا تبديلي مقام هاي بلند پايه ي دولتي در مناطق دوردست و محلها به اشاره و دستور آنها صورت داده ميشود. و ازهمين جهت است كه آزاد شدن زندانيان بلند پايه ي قاچاقچي ساده تر از دستگيري شان بوده است. دولت درين ميان فقط با بازداشت افراد بسيار پاييني دسته هاي مافيايي بسنده كرده است.


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم مرداد 1389ساعت 18:40 توسط بهرام آذری آمونیایی |



آب، سرمایه ی پر دردسر ساز

به گفته ي مسوولان آب و برق ولايت بغلان، قرار است تا شش سال دیگر درين ولايت كلانترين بند آبگردان ساخته شود. به گزارش راديوآزادي، اين بند كه 60 ميگا وات برق توليد خواهد كرد در دشت كيله گي (در 20 كيلومتري پلخمري مركز بغلان) ساخته می شود كه با اعمار آن آب درياي اندراب و سرخاب مهار خواهد شد. انجنیر محمد نعیم نوابی رییس اداره ‌ي تنطیم آب بغلان به اين منبع گفته است كه بررسی های اوليه ي بند به پايان رسيده و در نظر است تا یک سال دیگر کار عملی آن که پنج سال را در بر می گیرد، آغاز شود. به نقل از منبع، بندآبگردان كيله گي در ساحه يي كه همين اكنون صدها هزار جريب زمين زراعتي و منازل مسكوني در آن موقيت دارد، ساخته ميشود. اين بند بزرگ، ساحه اي در حدود سي هزار جريب زمين را در بر ميگيرد كه جاي خوبي براي كشتي راني و تفريح سياحان داخلي و خارجي ميشود. افزون برينها با اعمار بند كيله گي، زمين هاي اطراف اين بند كه كاملاً خشك است از آب فراوان بهره مند ميگردد كه در افزايش غله جات ولايت بغلان نقش زيادي باز خواهد کرد و به گفته ي انجنیر محمد نعیم نوابی، ولايت بغلان در بخش هاي مختلف چون زراعت و مالداری رشد قابل ملاحظه يي خواهد داشت. افغانستان، داراي منابع آبي فراواني و سرشار است اما در بيش از سه دهه ي گذشته استفاده درستي ازين آبها نشده است. گفته ميشود كه 70 درصد آبهاي كشور بدون استفاده به كشورهاي همسايه سرازير ميشود. آگاهان به اين باور اند كه سالانه 75 میلیارد متر مکعب آب به شکل باران و برف در افغانستان می ریزد که ازين جمله 57 میلیارد متر مکعب آن آب های سطح الارضی و 18 میلیارد مکعب آن آب زیر زمینی ميباشد. اما به نسبت نبود موجودیت بند های آب گردان، 55 میلیارد متر مکعب این آب ها بدون استفاده به کشورهای همسایه مي رود. چون افغانستان در سي سال گذشته به مركز رقابت كشورهاي همسايه تبديل شد، بي ثباتي و جنگ فرصتهاي بسياري را از مردم ما گرفت و امروز آب نيز مانند مساله ساز شده است. حكومت افغانستان درحاليكه ظرفيت تخنيكي استفاده از آبهاي كشور را ندارد، قادر به كنترل آبهايش از نظر سياسي هم نيست. به گفته ي برخي آگاهان، كنترل آب شايد سبب تیره تر شدن روابط افغانستان با کشورهاي همسايه شود. با آنكه از گذشته ها تا امروز، توافقاتي روي آبهاي افغانستان با كشورهاي همسايه صورت گرفته است اما افغانستان در جريان اين سالها حتا توانايي استفاده از آبهايش را به اساس اين توافقات نيز نداشته و بسيار كمتر ازآنچه توافق ها اجازه می دهد، ازین آبها بهره برده است.


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم تیر 1389ساعت 14:49 توسط بهرام آذری آمونیایی |



اين بار معلمان دروازه ي معارف را بستند

معلمان كشور در روزهاي سخت و تلخ تري نسبت به روزگار امروزي از صبر و شكيبايي بي دريغي كار گرفته و با اينكه ماه ها معاش شان را دريافت نكرده بودند دروازه هاي مكاتب را نبسته و كودكان را محروم از آموزش نساخته بودند اما حالا كه فساد و زورگويي در هر گوشه و كنار اين سرزمين گسترش يافته و مردم را نسبت به ادامه زندگي بدبين ساخته است، سرانجام معلمان نيز دست به تهديد آموزش زده اند كه نشانه يي از اوج گيري تنش هاي جديدي در معارف كشور است.

شنيدن خبر مسدود شدن دروازه هاي مكاتب در افغانستان معمولاً نام طالبان را در ذهن ها تازه مي كند، اما اين بار معلمان دست به احتجاج زده و دروازه هاي مكاتب يك ولسوالي را بسته اند؛ كاري كه تاهنوز كمتر شنيده شده بود. به گزارش راديوآزادي معلمان در اعتراض به عدم توزيع نمرات رهايشي شان، دروازه ها‌ي 52 باب مكتب را در ولسوالي خوگياني ولايت ننگرهار بسته و هشدار داده اند، تا زمانيكه حكومت به مساله ي توزيع نمرات رهايشي آنها رسيدگي نكند به اين كار ادامه خواهند داد.

محمد اسلام كه به نمايندگي از معلمان خوگياني به اين منبع تماس گرفته بود، گفت:"طبق فرمان رییس جمهور براى ما در دشت چمتله ٧٠٠ جریب زمین بنام شهرک معلمان منظور و جدا ساخته شد، بیش از ٣٠٠ نمره‌ي آن براى معلمان توزیع شد، اما متباقی آن بنام معیوبان از سوى زورمندان غصب شد و آن را تصرف کردند. بر حق ما ظلم و تجاوز صورت می گیرد، دروازه‌ي معارف تا وقتی بسته خواهد بود که ما حق خویش را به دست نیاوریم."

اما گل آغا شیرزى والی ننگرهار به اين منبع گفته است كه براي حل اين مشکل هیاتي را به اين ولسوالي اعزام كرده است تا موضوع را از نزديك بررسي و براي حل آن تلاش كند. وي افزود:"معلمان خوگیانی هفته‌‌ي گذشته نزد من آمده بودند، مشکلات آنها را شنیدم،٧٥٠ نمره براى شان توزیع شده، صرف ٢٥٠ نمره‌ي شان باقی مانده است. ولسوال خوگیانى و هیات را اعزام کرده ام، به زود ترین فرصت مشکل آنها حل خواهد شد."

معلمان كشور در پهلوي ساير مشكلاتي كه دامن گير آنهاست از نبود مسكن رنج مي برند. دولت افغانستان در نه سال گذشته با آنكه وعده هاي زيادي درين زمينه به آموزگاران داده است اما نه تنها در ولسواليها و ساحات دوردست بلكه در شهرهاي بزرگ از جمله ننگرهار نيز اين مشكل به قوت خود باقي است. حكومت بارها با وعده هايي كه اكثراً عملي نشده است، معلمان را به قول معروف گپ داده است؛ در حاليكه همه روزه با گسترش مشكلات و نارسايي هاي اقتصادي و اجتماعي معلمان كشور، اين مساله ميتواند مشكل درحال اوج گيري ديگري براي سران خواب رفته ي حكومتي باشد.


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 15:46 توسط بهرام آذری آمونیایی |



ترانسپورت هوايي نياز جدي به مدرنيزه كردن دارد

در افغانستان افزون بر شرکت هوایی آریانا كه دولتي بوده و اولين شركت هوانوردي در كشور است، سه شرکت هوایی خصوصي کام ایر، صافی و پامیر نيز خدمات هوا نوردي را به مردم عرضه مي كنند. اما به نسبت سه دهه جنگ در افغانستان، سكتور هوانوردي نيز دستخوش مشكلات و نارسايي هاي زيادي شده است. دولت افغانستان با آنكه ادعا مي كند تغييراتي را درين زمينه وارد كرده است اما هنوز كاستيهاي جدی در سيستم ترانسپورت هوايي كشور وجود دارد. مسوولان حكومتي نيز كاستي هاي موجود درين مورد را مي پذيرند.

مسوولان وزارت ترانسپورت و هوانوردی افغانستان می گویند كه شواهد و اسنادي كه در اثر تحقيقات آنها بدست آمده است نشان ميدهد كه طياره ي مسافربري  پامير به سبب بروز مشكلات تخنيكي سقوط نكرده است بلكه نقيصه در سیستم رادار ميدان هوايي بگرام بوده است.

محمد الله بتاش سرپرست وزارت ترانسپورت و هوانوردي افغانستان و معین اين وزارت كه روز یکشنبه به كميسيون مخابرات و مواصلات ولسي جرگه فراخوانده شده بودند، گفتند كه در تلاش تطبيق برنامه ي مصوونيت پروازها در كشور دو فروند طياره از شركت هوايي پامير و يك فروند طياره از شركت هوايي كام اير را توقف داده اند.

در همين حال راز محمد علمی معین تخنیکی وزارت ترانسپورت و هوانوردی از نتايج تحقيقات در مورد علل سقوط طياره ي پامير خبر داد كه به اساس آن طياره ي پامير در سانحه ي هوايي سقوط نكرده است. وي گفت:"قسمی که تحقیقات ما نشان می دهد، طیاره‌‌ي مسافربری پامیر نسبت مشکلات تخنیکی سقوط نکرده است. نقص در میدان هوایی بگرام و پیلوت می باشد. رادار بگرام باید طیاره را همراهی می کرد."


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 15:20 توسط بهرام آذری آمونیایی |



حضور پررنگ جنگ سالاران در انتخابات پارلماني

تامين امنيت سراسري تنها با راه اندازي عمليات هاي نظامي و برقراري ثبات نظامي نميتواند برقرار شود. درصورتي كه كميسيون شكايتهاي انتخاباتي توانايي حذف نام اين نامزدان را نداشته باشد، مردم از نظر روحي احساس امنيت نخواهند كرد و آنچه را كه فرماندهان سلاح بدست در ولسواليها و مناطق دوردست بخواهند همان خواهد شد. اين مساله زمينه هاي ورود دوباره ي جنگ سالاران و ناقضان حقوق بشر را به پارلمان آينده مساعد ميسازد.

مسوولان كميسيون انتخابات ميگويند كه حضور چهره هاي جنگ سالار و وابسته به گروه هاي مسلح غيرقانوني و مخالف دولت در ميان نامزدان انتخابات پارلماني مانند گذشته وجود دارد.

احمدضيارفعت يكي از اعضاي كميسيون شكايات اننتخاباتي و سخنگوي اين اداره ديروز از حضور 85 تن نامزدان انتخابات ولسي جرگه كه به نحوي با گروه هاي مسلح غيرقانوني رابطه دارند، خبر داد. 

آقاي رفعت گفت که اين نامزدان براي دفاع از خودشان بايد تا پنج روز ديگر به كميسيون حاضر شوند.

او افزود:"آن تعداد از نامزادان انتخابات ولسی جرگه که به گروه های مسلح غیر قانونی وابستگی داشته باشند، نمی توانند به عنوان نامزد در انتخابات ولسی جرگه شرکت کنند. 85 تن از شاملان ليست ابتدایی انتخابات ولسی جرگه وابسته به گروه های نظامی غیر قانونی شناخته شده اند، کمسیون شکایات انتخاباتی از این اشخاص می خواهد که الی تاریخ 14 جوزا جهت دفاع از خود به کمسیون مستقل انتخابات مراجعه کنند."

به گفته‌ي آقاي رفعت اين كانديدان از 18 ولايت كشور اند.


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 14:43 توسط بهرام آذری آمونیایی |



كابل، شهر سگان ولگرد

شاروالی که حتا مشکل سگهای دیوانه اش را نمیتواند حل کند، چگونه خواهد توانست پایتخت کشوری را که طي سه دهه جنگ و بی ثباتی روی انکشاف و بازسازی را ندیده است به محل پاک، مدرن و انکشاف یافته تبدیل کند.

وجود آشغال و کثافات، نبود سیستم کانالیزاسیون منظم، افزایش روزافزون آلودگی محیط زیست، خرابی سرکهای درون شهری و ده ها نارسایی دیگر، کابل پایتخت افغانستان را سمبول آشغال و آلودگی محیط زیست ساخته است.

در پهلوي اينها، آنچه مايه ي نگراني ديگري براي باشندگان اين شهر شده است، افزايش روزافزون هزاران سگ ولگرد در پايتخت افغانستان است.

شاروالي كابل، با آنكه ادعا ميكند كمپاين نابودي سگان ولگرد را به راه انداخته و صدها سگ ولگرد و ديوانه را از بين برده است اما هنوز حضور سگان در شهر كابل مثل گذشته ادامه داشته و تغيير محسوسي در سيماي شهر آلوده به سگان هرجايي ديده نميشود.

برنامه ي محو سگان ولگرد در 17 ناحيه ي شهر تا يك هفته ادامه داشت.

به گفته ي نثار احمد حبیبی، رییس تنظیف شهرداري کابل حدود صدهزار سگ ولگرد درين شهر وجود دارند كه اداره ي شاروالي با امكانات ناچيزي كه در اختيار دارد توان مقابله با اين لشكر عظيم حيواني را ندارد.

اداره ي شهرداري كابل گفته است كه براي از ميان بردن اين همه سگ بايد وزارت صحت عامه دواي كافي و با كيفيت را در اختيار شاروالي قرار دهد.

افزون برين، گفته ميشود كه به هدف عملي كردن برنامه ي نابودي سگان ولگرد در شهركابل به يك ميليون و دوصدهزار دالر هزينه نياز است.

سگان ولگرد، يك نگراني

شهريان كابل كه نگراني هاي زيادي از نبود امنيت، وجود فقر و بيكاري، انتحار و تروريزم، فساد و زورگويي دارند، از دست سگ ها نیز آرام ندارند.

بعد از ساعات 10 شب گويي اين سگان اند كه از پايتخت افغانستان پاسداري مي كنند. سگ هاي ولگرد نه تنها در كوچه هاي فرعي شهر بلكه در سركهاي كلان نيز گشت و گذار مي كنند و مردم از ترس گزيدن آنها به دلجمعي نميتوانند ازين جاده ها عبور كنند. 


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 16:49 توسط بهرام آذری آمونیایی |



ديدار كرزي با كامرون، همگرايي يا تشريفات؟

مژده به اين باور است كه ميان موضع گيري هاي كرزي و بريتانيا در مورد مصالحه با طالبان نزديكي بيشتري وجود دارد تا ديدگاه سران كاخ سفيد. زيرا به باور وي بريتانيا از افغانستان و منطقه شناخت بهتري دارد و واقع بينانه تر به مساله ي مصالحه با شورشيان برخورد مي كندحامدكرزي روز 25 ثور به لندن رفت تا با ديويد كامرون، نخست وزير جديد انگلستان ديدار كند.

كرزي نخستين رييس جمهور بود كه با آقاي كامرون ملاقات كرد.

به گفته ي مقامات حكومت افغانستان، هدف ازين ديدار تجديد همكاري ها با حكومت تازه ي بريتانيا بوده است.  

اين درحاليست كه ويليم هاگ وزيرخارجه‌ي انگلستان پس از ديدارش با هليري كلينتون وزيرخارجه ي ايالات متحده ي امريكا در واشنگتن گفت كه افغانستان از اولويت هاي اساسي سياست خارجي حكومت جديد بريتانيا بوده و آنان از تلاشهاي جامعه‌ي جهاني در برقراري ثبات، امنيت سراسري و بازسازي حمايت مي كنند.

وي افزود:"ما در باره‌ي تلاش های مشترک خود در افغانستان صحبت کردیم، تلاش هایي که صدراعظم ما آنرا در اولویت سیاست خارجی کشور ما قرار داده است. در اینجا ما به استراتیژی ناتو طوری که در کنفرانس لندن موافقه شد فرصت خواهیم داد و از آن حمایت خواهیم کرد تا به پیروزی برسد."

انگلستان بعد از امريكا بيشترين سرباز را در افغانستان دارد كه زيادتر آنها در ولايت هلمند مستقر اند. در سال گذشته 108 تن از سربازان اين كشور در افغانستان كشته شدند.

افغانستان، نقطه ي مشترك

با اينكه تفاوت هایي در گذشته ميان انگستان و ايالات متحده ي امريكا بر سر مساله ي افغانستان وجود داشته است اما جنگ افغانستان موضوعي است كه اين دو كشور بر سر آن توافق نظر دارند و از تلاشها براي نابودي تروريزم و پايان شورشها درين كشور حمايت مي كنند. اين موضوع در سفر ويليم هاگ، وزير خارجه‌ي انگلستان به واشنگتن و ديدارش با هليری كلينتون نيز مطرح شد. 


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 16:42 توسط بهرام آذری آمونیایی |



شاهراه ها فراموش شده اند

"افغانستان ملك بي صاحب است و هيچ كس به فكر سرمايه هاي ملي نمي باشد. مقامات مسوول به اين سرك ها بعنوان شاهرگ هاي اقتصادي كشور نگاه نكرده مانند سرمايه ي بادآورده با آنها برخورد مي كنند."

در نه سال گذشته با آنكه دولت افغانستان و جامعه جهاني توجه به زيربناهاي كشور را يكي از برنامه هاي اساسي شان دانسته و اقداماتي را درين راستا عملي كرده اند اما متاسفانه به حفظ و نگهداشت آنچه درين سالها اعمار و بازسازي شده،‌ توجه ي كافي نشده است.

يكي از بزرگترين دستاوردها در عرصه‌ي بازسازي، پس از سقوط طالبان، بازسازي شاهراه هاي كشور بوده است. گفته ميشود كه در افغانستان به ارزش دوميليارد و چهارصد ميليون دالر روي سرك هاي ترميم شده يا تحت كار مصرف شده است. 

شاهراه جلال آباد- كابل، كابل- تخار و هرات- كابل درين دوره ترميم شدند اما در حال حاضر اين سرك ها روبه تخريب بوده و ادارات مسوول در حفظ و نگهداشت اين سرك ها كاري انجام نمي دهند.


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 15:39 توسط بهرام آذری آمونیایی |



از روزجهاني كارگران بزرگداشت به عمل آمد

خودكوشي براي كار

كارگران شيكاگو در سال 1886 به هدف رسيدن به خواستهاي اصلاح قانون كار، كاهش زمان كاري از ده ساعت به هشت ساعت و بهبود شرايط كار دست به تظاهرات زدند اما در افغانستان كارگران از فرط بيكاري و نبود زمينه هاي شغلي ازين كشور مهاجرت مي كنند و آنانيكه ازين همه سال فقر، ناداري و بيكاري رنج برده و چيزي جز نااميدي برايشان نمانده است، چاره يي جز خودكشي نمي بينند.

روز اول مي كه مصادف با روز جهاني كارگران بود، كارگر جواني در ولايت هرات به دليل بيكاري و مشكلات اقتصادي خودكشي كرد.

به گزارش روز، اين كارگر جوان كه محمد سليم نام داشت، در ناحيه ي چهارم شهرهرات خود را با ريسمان چاه حلق آويز كرد.

غفار، يكتن از همسايگان وي گفته كه سليم هميشه از بيكاري و مشكلات اقتصادي رنج مي برد و در بسياري اوقات كاري برايش پيدا نميشد.

خودكشي اين كارگر در روزجهاني كارگران(اول مي)، وضعيت غم انگيز زندگي بخش عظيمي از شهروندان كارگر افغانستان را نشان ميدهد كه در جستجوي نان و بدست آوردن هزينه ي بخورونمير زندگي خود و خانواده ي شان دست به هر كاري ميزنند.


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اردیبهشت 1389ساعت 16:3 توسط بهرام آذری آمونیایی |



حملات تروریستی افزایش یافته است

سرنوشت انتخابات به کجا خواهد کشید؟

معمولاً همه ساله با فرارسيدن بهار و گرم شدن هوا، حملات شورشيان افزايش مي يابد اما نگراني اصلي درين زمينه اينست كه اگر گراف حملات تروريستي طالبان همچنان سير صعودي داشته باشد، اين خطر وجود خواهد داشت كه برگزاري انتخابات بارديگر به تعويق افتد. زيرا در صورتي كه حوزه هاي انتخاباتي از امنيت درستي برخوردار نباشند و شهروندان افغانستان در رفتن به پاي صندوقهاي راي احساس امنيت نكنند، ناممكن خواهد بود كه انتخابات شفاف و عادلانه يي در پيش رو داشته باشيم.

مقامات امنيتي كشور ميگويند كه ميزان حملات تروريستي در ماه حمل سال روان در مقايسه با ماه حمل سال گذشته افزايش يافته است.

زمری بشری سخنگوی وزارت داخله ديروز در يك کنفرانس خبری كه به گزارش دهي كاركردها و دستاوردهای پولیس اختصاص يافته بود گفت كه ميزان حملات شورشيان 33 درصد و تلفات افراد ملكي 30 درصد افزایش را نشان ميدهد.

درحاليكه به گفته ي وي،‌ ميزان آدم ربايي، رويدادهاي جنايي و دزدي هاي مسلحانه كاهش يافته و بیش از پنجصد حمله تروریستی پیش از روي دادن آن بواسطه نيروهاي پولیس کشف شده است.


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 18:20 توسط بهرام آذری آمونیایی |



"افغاني شدن" كمك ها

آيا دولت افغانستان ظرفيت جذب كمكها را پيدا كرده است؟

وجود فساد اداري، نبود ظرفيت بالاي عملي در تطبيق كمك هاي خارجي مساله اييست كه هيچ مسوول حكومتي نميتواند آنرا رد كند. نهادهاي دولتي در كشور، ضعيف ترين و غير فعال ترين ارگانها از نظر اداري و كاركردي اند. در برابر اين، انجوها نيز نقش اميدوار كننده تري درين راستا از خود نشان نداده اند.

آيكن بيري، سفير ايالات متحده ي امريكا گفته است كه اين كشور بعد ازين كمك هايش را مستقيماً به دولت افغانستان خواهد سپرد تا به اساس نيازهاي داخلي اش آنرا به مصرف برساند.

وي که روزپنجشنبه به هدف گشايش نمايندگي سياسي كشورش به ولايت جوزجان سفر كرده بود در يك كنفرانس خبري از تغيير پاليسي آن كشور در پيوند با انكشاف و بازسازي افغانستان خبرداد و گفت كه دولت افغانستان در سال 2002 ميلادي از هم پاشيده بود و توانايي جذب و كنترل كمك هاي وارده را نداشت، از همين نظر بخش بيشتر كمك ها از رهگذر دولت اين كشور به مصرف نمي رسيد اما حالا به گفته ي وي شرايط دگرگون شده است و ايالات متحده ي امريكا ميكوشد تا كمك هايش را مستقيماً بواسطه ي دولت افغانستان به مصرف برساند.

آقاي بيري افزود كه با فعال شدن نمايندگي سياسي كشورش در ولايت جوزجان، سهم آنها در بازسازي و انكشاف در بخشهاي زراعت، صنعت قالين و صحت گسترش خواهد يافت.

ايالات متحده ي امريكا، حامي مهم و كليدي دولت افغانستان در عرصه هاي تامين امنيت، بازسازي و انكشاف اقتصادي است و تاحال بيشترين كمك ها را به اين كشور داشته است.


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 17:41 توسط بهرام آذری آمونیایی |



طالبان بيگانه در شمالشرق

آيا تخار نيز هلمند و قندز ميشود؟

ولسوالي هاي ينگي قلعه، درقد و چاه آب از ولسوالي هايي اند كه با تاجكستان سرحد مشترك دارند و از نظر قاچاق موادمخدر مكان هاي استراتژيك به حساب مي آيند و يكي از دلايلي هم كه گروه طالبان اين ساحه را انتخاب كرده است همين ويژگي برجسته ي آنست.

به دنبال اوجگيري تنش هاي نظامي در شمال افغانستان و اظهارات سال گذشته رييس جمهور كرزي در مورد فرودآمدن هليكوپترهاي مشكوك به اين ساحه كه به گفته ي وي شبه نظاميان طالب را به ولايت هاي شمالي انتقال ميداد، اين بار باشندگان ولسوالي هاي ينگي قلعه و درقد ولايت تخار ميگويند كه چندي پيش درين ولسوالي ها دو فروند هلیکوپتر، شماري از طالبان را به اين منطقه نيز پياده كرده است.

به گفته ي باشندگان اين ولسوالي هاي دورافتاده، افرادي كه به تازگي درين محل ها ديده شده اند با زبان هاي معمول افغانستان آشنايي ندارند و طرز احوال پرسي و سلام دادن شان نيز متفاوت از اهالي اين مرزوبوم است.

مردم ينگي قلعه ميگويند كه دسته هاي طالبان كه بيشتر در قريه هاي  پشتون نشين اين ولسوالي به سر ميبرند چندين قريه را در اختيار خود گرفته و در برخي دهات مردم را وادار به دادن عشر و زكات كرده اند كه در صورت بي توجهي به اين دستور با مجازات صحرايي آنها روبرو خواهند شد.

بنابر اظهارات باشندگان اين منطقه، طالبان در حال حاضر روستاهاي عمرخيل، كهنه شاخ، قريلدي، مومن آباد و برخي ساحات ولسوالي درقد را در كنترل كامل خود دارند و در برخي قريه هاي ولسوالي ينگي قلعه حتا قانون و دستورات تندروانه ي شان (مانند مجازات زناني كه بدون محرم از خانه بيرون شوند و بستن موقتي دروازه هاي يك مكتب دخترانه در قريه ي هزاره قشلاق) را عملي كرده اند.


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 17:14 توسط بهرام آذری آمونیایی |



دایاگ، برنامه ي دلخوش كن

طالبان از جنگ سالاران محلی سلاح می خرند

به گفته ي دست اندركاران برنامه‌ي خلع سلاح گروه هاي غيرقانوني در شمال، 85 درصد سلاح هاي غيرقانوني هنوز در اختيار افراد غيرمسوول است و آنان فقط 15 درصد آنرا جمع آوري كرده اند.

برنامه ي داياگ يا انحلال گروپهای مسلح غیر قانونی ديروز از تسليمي ۲۹ میل سلاح سبک و سنگين در ولايت بلخ خبر داد.

به گزارش آژانس خبري روز، جنرال عبدالمنان عابد، مسوول دایاگ در شمال اظهار داشته كه اين جنگ افزارها بواسطه نهادهاي كشفي قومنداني امنيه ولايت بلخ جمع آوري شده و به اداره ی آنها تسلیم داده شده است.  

آقاي عابد از راه اندازي برنامه ي تازه‌ي داياگ در شمال سخن گفته و افزوده است كه در سال جاري قرار است تا 50 درصد از ولسوالي هايي را كه به برنامه داياگ نه پيوسته اند شامل اين برنامه كنند.

عابد از فعاليت هاي برنامه‌ي انحلال گروپهای مسلح غیر قانونی در سالهاي گذشته در پنج ولايت شمالي (بلخ، سمنگان، جوزجان، سرپل و فارياب) اظهار خرسندي كرده و اظهار داشته است كه تا حال بيش از 7850 میل جنگ افزار را از نزد افراد غيرمسوول جمع آوري كرده اند.

پروگرام انحلال گروپهای مسلح غیر قانونی در سال 1384 خورشيدي فعاليت اش را آغاز كرد كه تا حال 18 ولسوالی را در شمال كشور پاكسازي و 150 گروپ مسلح غيرقانوني را خلع سلاح كرده است.

برنامه خلع سلاح گروه ها و افراد غير مسوول در شمال كه از چندسال بدينسو سرزبان ها است، با انتقادهاي زيادي روبرو بوده است. مسوولان اين برنامه در گذشته خود بارها به ناتواني شان در امر پاكسازي مناطق از باندهاي مسلح غيرقانوني و يا كشف و مصادره ي ذخيره گاه هاي سلاح اعتراف كرده اند. زيرا انبارهاي كلان سلاح و مهمات شمال در اختيار كساني است كه در ارگانهاي مهم دولتي تكيه زده اند و ازين جهت مبارزه با آن كار ساده و كم مصرفي نيست.


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 17:2 توسط بهرام آذری آمونیایی |